تبليغاتX
مجنون حسينم...مديون ابالفضل...
آنچه به هرکه دادمش..گفت نگه ندارمش...آن دلم است و غصه اش....

سالروز ازدواج برترين زوج عالم

حضرت علي(ع)

و

حضرت فاطمه(ع)

مبارك

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آذر1385ساعت 11:5 بعد از ظهر  توسط م | 

شهادت امام محمدتقي عليه السلام

به همه دوستان خوبم تسليت

التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 آذر1385ساعت 11:3 قبل از ظهر  توسط م | 

عشق از من دور ،پايم لنگ بود...قيمتش بسيارو دستم تنگ بود

دلي كه مست وخرابه، دراضطرابه

ميون شعله محبت در التهابه

كام دلش تشنه يك جام شرابه

قصه محبوبش همينه...توخواب ورويا ميبينه:

يكي بود،يكي نبود،زيراين چرخ كبود،تووفا وتوصفا وتوي غيرت، تومحبت،توشجاعت، توي دربارشاه عالم،توي چشماي سبط خاتم، توركاب اميردلها... يوسف زهرا...اميد دنيا

يكي بود،يكي نبود،زيراين چرخ كبود،به جزاون مردي كه مرد مردا بود، مثل اون پهلووني كه ميشناسم، جون هرچي مرديه...مردي نبود

همه بودونبودش، تمومي تاروپودش، به گوشم ميرسيد ازعمق وجودش...

كه حسين يار منه...دين منه...خون منه...جسم منه...روح منه...عشق منه...مذهب وآيين منه

وقتيكه خورشيد مي دميد، برق نگاهش رو ميديد، ازخجالت روصورتش، پرده ابري مي كشيد... آخه ماه زينبه...نورنگاه زينبه...يك نفره...اماسپاه زينبه...

وقتيكه شب تاريك ميشه...صورت ماهش چراغ راه زينبه...

قوت زانوي شه كرب وبلا

 عباس علمدارحسين

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 آذر1385ساعت 11:24 بعد از ظهر  توسط م | 

 

دلم هواتو كرده منو ببر به كربلا...حسين

ياد چشاتو كرده منو بخر توروخدا...حسين

اگه تورو نبينم،دق ميكنم من، ميميرم...حسين

وقتي دارم ميميرم سراغتو همش ميگيرم...حسين

 

غسل بكنيد تنم را با اشك ديده هاوگريه هاش...حسين

كفن كنيد تنم را باپيرهن سياه روضه هاش ...حسين

جنازمو بياريد، بگيد  فقط  به  زير لب ... حسين

وقتي كه زنده بودم، به لب ميگفتم روزوشب

حسين

توحجله مردن من زنجيروسنجاي علم بيارد

كنارقرآن خدا، نوار روضه حسين بذاريد

به روي سنگ قبرمن، حك بكنيد يه عمردل سپرده

بگيد به آشناها، گفته به لب يه يا حسين ومرده

 

رو قبر من بريزيد تربت كربلا، كمي گل ياس

حك بكنيد رو قبرم جون داده تاسوعا براي عباس

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 آذر1385ساعت 4:15 بعد از ظهر  توسط م | 

سال ها گفتيم ما از كربلا

از شهيد عشق و ميدان بلا

از غمش بر سينه و بر سر زديم

بوسه بر گهواره ي اصغر زديم

باز هم گفتيم: مظلوما حسين!

بي كس و بي بال و پر، تنها حسين!

او ولي اين گونه در آن جا نبود

با خدايش بود، او تنها نبود

بود سيمرغي، نه سيمرغ خيال

داشت آن سيمرغ، هفتاد و دو بال

كربلا پيچيده مثل راز بود

بهترين... غمگين ترين آواز بود

ما نفهميديم عمق راز را

معني زيباترين آواز را

كربلا محدود شد بر سر زدن

گِل به سر ماليدن و پرپر زدن

تشنه لب مي گفتيم ومي خورديم آب

گريه كردن شد براي ما ثواب!

كربلا يعني دو نيرو خوب وبد

يك طرف ايمان و يك سو ديو و دد

يك طرف علم و خدا و روشني

يك طرف جهل و سياهي... دشمني

كربلا يعني كه فردا باز هم

اين حقيقت هست و اين آواز هم

باز فردا كربلاها مي رسد

عشق ميآيد... بلاها مي رسد....

بعد از آن هم كربلا تكرار شد

كربلاها در زمين بسيار شد

گر چه نامش بود، نام ديگري

نام ديگر داشت هر خون پيكري

باز هم از جغدهاي خشمگين

ريخت فوجي از كبوتر بر زمين

ما فقط در نينوا جا مانده ايم

....غافل از اين كربلاها مانده ايم....

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 آذر1385ساعت 12:42 بعد از ظهر  توسط م | 

دروادي محبت،خدا خودش ميدونه

محبت تو مولا زد از دلم جوونه

چكاركنم حسين جان، دلم گرفت بهونه

هردم كنم صدايت با اشك دونه دونه

آب روان بنوشم، گويم با آه سوزان

دوست دارم حسين جان، فدات بشم حسين جان

 

مهرتو اي حسين جان، از دل كشد زبونه

مرغ دلم به سويت پرميكشد شبونه

بي عشق تو ندارد ميلي به آب ودونه

عشق تو هركجايي، عاشق رومي كشونه

آب روان بنوشم، گويم با آه سوزان

دوست دارم حسين جان، فدات بشم حسين جان

 

بميرم ازبرايت، چقدر تومهربوني

دوست دارم ميدوني، ازپيشونيم مي خوني

اگه كسي ندونه، مولا توخوب مي دوني

عشق تورا خريدم، دادم زكف جووني

به دام تو اسيرم، به آيه آيه قرآن

دوست دارم حسين جان، فدات بشم حسين جان

 

ازخانه زاد بابم، دشمن تورا چگونه

بااهل بيت عصمت، كرده برون زخونه

كرده برون زخونه، اماچرا شبونه؟؟

با اهل آسمانها، گويد خداي سبحان...

دوست دارم حسين جان، فدات بشم حسين جان

 

زينب ميان محمل، رنگ ازرخش پريده

زيرا كه لحظه اي او، روي تورا نديده

جام بلاي عشقت، يكباره سركشيده

بار مصيبتت را يكجا به دل خريده

بارمز عاشقانه، ميگويد اي حسين جان

دوست دارم حسين جان، فدات بشم حسين جان

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 آذر1385ساعت 6:30 بعد از ظهر  توسط م | 

نماز بی ولایت بی نمازیست

تعبد نیست نوعی حقه بازیست

ولایت بی ولا معنا ندارد

نجف بی کربلا معنا ندارد

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 آذر1385ساعت 11:41 بعد از ظهر  توسط م | 

سِـــرّ ني در نينـــوا مي مـاند اگر زينـب نبـود

 

کــربــلا در کـربــلا مي مـاند اگر زينب نبود

 

چهره ي سرخ حقيقت بعد از آن طوفان رنـگ

 

پشـت ابري از ريا مي مـاند اگر زينب نبود

 

چشـمـه ي فريـاد مظلـوميـت لـب تشـنـگـان

 

در کويرِ تفـتـه جـا مي مانـد اگر زينب نبود

 

زخمه ي زخمي ترين فرياد، در چنگ سکوت

 

از طـــراز نـغـمه وا مي ماند اگر زينب نبود

 

در طلـوع داغ اصغـر، استـخـوان اشـک سـرخ

 

در گلـوي چشمها مي ماند اگر زينب نبود

 

ذوالجـناح داد خواهي، بي سـوار و بي لگـام

 

در بـيـابـانـهـا رهـا مي ماند اگر زينب نبود

 

در عـبـــور از بستــر تاريـــخ، سيــل انقــــلـاب

 

پشت کوه فتنه ها مي ماند اگر زينب نبود

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 آذر1385ساعت 10:49 قبل از ظهر  توسط م | 

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب

 

گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 آذر1385ساعت 0:53 قبل از ظهر  توسط م | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
آن گاه كه حسين رامي كشند...زمان زمين گير ميشود..نميداند كه برود يا بماند..وزمين از شرم سربه گريبان فرو مي برد...چه كند؟؟
به دريا بنگرد كه مي گريد؟؟... يا به كوه كه مويه مي كند؟؟
آسمان با آن عرش الهي اش لرزان است وخروشان..وبر سينه مي زند...
تفتيده از داغ كوير كربلا..وابر كه مي سوزدو مي بارد..
مي بارد..
مي بارد..
براي هميشه تاريخ...


پنجشنبه 18 آبان سال 1385 ساعت 23:30

نوشته های پیشین
دی 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
عزيزان
تصاوير مستقيم از كربلا
یااباعبدالله(سایت امام حسین)
یااباالفضل(سایت حضرت عباس)
ویژه نامه محرم و صفر1427 ه.ق
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

JavaScript Codes