![]() |
![]() |
|
| آنچه به هرکه دادمش..گفت نگه ندارمش...آن دلم است و غصه اش.... |
|
امام حسين در روز ترويه يعنى هشتم ذى حجه سال 60 قمرى از مكه معظمه به سوى عراق مهاجرت فرمود و پس از چند روز، لشكريان عبيدالله بن زياد به فرماندهى حر بن يزيد رياحى با آن حضرت مواجه شده و مانع حركت آن حضرت به سوى كوفه شدند. گرچه حر بن يزيد، مأموريت داشت با امام حسين برخورد شديد نمايد، وليكن رفتار وى با آن حضرت بر رفق و مدارا بود. به همين جهت حر و لشكريانش در نماز جماعت امام حسين(ع) شركت مى كردند و به خطبه هاى دلنشين وى گوش جان مى سپردند و اين دو سپاه، چند روز بدون هيچگونه مشكلى در كنار هم بودند. اما عبيدالله بن زياد كه عطش فراوان براى جنگ با اباعبدالله الحسين داشت، نامه اى به حر بن يزيد نوشت و وى را مأمور سختگيرى بر امام حسين (ع) نمود. حر بن يزيد نيز طبق فرمان، راه را بر امام حسين و يارانش مسدود نمود و آنان را به سوى منطقه خشك و بى حاصل به نام كربلا هدايت كرد و در آنجا آنان را در محاصره خويش قرار داد. روز پنج شنبه دوم ماه محرم سال 61 هجرى امام حسين عليه السلام در يكى از نواحى نينوا به نام كربلا فرود آمد. قافله امام حسين چون به سرزمين كربلا رسيدند، آن حضرت پرسيد: اين زمين چه نام دارد؟ عرض كردند: كربلا. آن حضرت تا نام كربلا را شنيد، فرمود: اللهم اني اعوذ بك من الكرب و البلاء. فرمود: اين، موضع كرب و بلا و محل محنت و عنا است، فرود آييد كه اينجا منزل و محل خيمه هاى ما است و اين زمين، جاى ريختن خون ما است و در اين مكان قبرهاى ما واقع خواهد شد. جدم رسول خدا مرا به اين امور خبر داد. براي خواندن ادامه مطلب رنگ فونت عوض شود... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 30 دی1385ساعت 9:14 بعد از ظهر توسط م |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 24 دی1385ساعت 9:37 بعد از ظهر توسط م |
|
|
۲۴ ذي الحجه روز انگشتر بخشي حضرت علي عليه السلام در حال رکوع و نازل شدن آيه ايي در مورد اين عمل ايشان و روز بزرگ مباهله به سال ۱۰ قمري بود. اما روز واقعه: ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 24 دی1385ساعت 11:51 قبل از ظهر توسط م |
|
|
خواب ديدم،خواب اينكه مرده ام خواب ديدم خسته و پژمرده ام تا ميا ن گو ر ر فتم، د ل گرفت قبر كن سنگ لحد را گل گر فت هركه آمد پيش ، حرفي راند ورفت سوره حمد ي برايم خو ا ند و رفت نه رفيقي ، نه شفيقي ، نه كسي تر س بو د و و حشت و د لو ا پسي نا گهان از ر ه رسيد ند د و ملك تير ه شد د ر پيش چشما نم فلك يك ملك گفتا بگونام تو چيست؟ آن يكي فرياد زد ، رب تو كيست؟ د ر ميان عمر خود كن جستجوي كا ر ها ي نيك و ز شت خود بگوي ما كه ما مو ر ا ن حي د ا و ر يم ما تو ر ا سو ي جهنم مي بر يم غرق ا ند و ه و تا لم ، د ل فگار مي كشيد ند م به خفت سو ي نا ر نا گها ن ا لطا ف حق آ غا ز شد از جنان د ر ها ي رحمت با ز شد مر د ي آ مد ا ز تبا ر آ سما ن نو ر پيشا نيش ، فو ق كهكشا ن بر سر ش دستار سبزي بسته بو د نور حق بر چهره ا ش تايبد ه بو د دو ملك سر ر ا به زير ا ند اختند با ل خو د ر ا فر ش راهش ساختند غرق حيرت د اشتند اين ز مز مه آ مد ه اينجا ، حسين فا طمه ؟؟ سوي من آ مد مر ا شر مند ه كر د مهربانانه ، به ر و يم خند ه كرد گفت: آ زا د ش كنيد ا ين بند ه را خانه آبا د ش كنيد اين بند ه ر ا اين كه ا ينجا اين چنين تنها شد ه كا م ا و با تر بت من و ا شد ه مادرش او ر ا به عشقم زا د ه ا ست گر يه كرد ه بعد شير ش داده است اينكه مي بينيد درشوراست وشين ذكر لا لا ئيش ، بو د ه يا حسين اسم من راز و نيا زش بو د ه ا ست خاك من مهر نما زش بو د ه ا ست اينكه د ر پيش شما گرد يد ه بد جسم و جانش ، بوي رو ضه ميد هد پرچم من را به دوشش مي كشيد پا بر هنه د ر عز ا يم مي د و يد سينه چا ك آ ل طاها بود ه است چا ي ر يز هيئت ما بو د ه است با رها لعن ا ميه كر د ه است خويش را نذ ر ر قيه كر د ه ا ست حرمت من را به عالم پاس د ا شت ا رتبا طي تنگ با عبا س د ا شت نذ ر عبا سم به تن كرد ه كفن رو ز تا سو عا شد ه سقا ي من تا كه دنيا بوده از من دم زده او غذاي روضه ام را هم زده گريه كرده چون براي اكبرم با خود او را نزد زهرا ميبرم هرچه باشد او برايم بنده است او بسوزد، صاحبش شرمنده است در مرامم نيست او تنها شود باعث خوشحالي اعداء شود آري آري هركه پابست من است نامة اعمال او دست من است
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 21 دی1385ساعت 7:8 بعد از ظهر توسط م |
|
|
تا ابد نيزدلم دست به دامان علي ست
جبريل، گل تبسم آورد ازعرش
راهي غديرشد،خم آوردازعرش
ازباغ دل انگيزولايت، "اليوم..
اكملت لكم دينكم "آوردازعرش
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 17 دی1385ساعت 12:51 بعد از ظهر توسط م |
|
|
سال ۲۱۲هجري است و "صريا" غرق نور و شادي است، جهان در انتظار يكي از زيباترين چهرههاي ملكوتي بوستان محمدي (ص) است. امام ابوالحسن عليالنقي (ع) ملقب به |
|
+ نوشته شده در
جمعه 15 دی1385ساعت 12:45 بعد از ظهر توسط م |
|
|
مهر تو را به عالم امكان نمي دهم
اين گنج پربهاست،من ارزان نمي دهم
جان ميدهم به شوق وصال تو اي حسين
تا بر سرم قدم ننهي جان نمي دهم
اين مهر را به ملك سليمان نمي دهم
دل جايگاه عشق تو باشد نه غير تو
اين خانه خداست به شيطان نمي دهم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 14 دی1385ساعت 8:58 بعد از ظهر توسط م |
|
|
امام حسين عليه السلام در هفتم ذي الحجه "يکشنبه" در مکه معظمه خطبه اي خواند و مردم را خبر داد که فردا صبح مي رود و هشتم ذي الحجه "دوشنبه" حج را به عمره مفرده بدل نموده و از مکه متوجه عراق گرديدند و فرداي آنروز حضرت مسلم بن عقيل و هاني بن عروه توسط ابن زياد ملعون به شهادت رسيدند. تا اولين شهداء در راه سيدالشهداء در اين سفر پر بلاء، لب تشنه جان دهند و سر از تن مبارکشان جدا شود. آري مسلم گريه ميكرد نه براي اينكه قرار است كشته شود نه. گريه مسلم براي اربابش حسين است، چون حسين ويارانش باشتاب به كوفه ميآيند. کوفه ميا حسين جان کوفه وفا ندارد کوفي بي مروت شرم و حيا ندارد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 8 دی1385ساعت 11:14 بعد از ظهر توسط م |
|
|
به عشق بین الحرمین میکشی ام چرا حسین؟؟
خونم حلاله |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 7 دی1385ساعت 3:41 بعد از ظهر توسط م |
|
|
آن مهر كه از نوروجودش عالم علم همه نورفشان بود چهره در غيب كشيد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 6 دی1385ساعت 11:4 قبل از ظهر توسط م |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آن گاه كه حسين رامي كشند...زمان زمين گير ميشود..نميداند كه برود يا بماند..وزمين از شرم سربه گريبان فرو مي برد...چه كند؟؟
به دريا بنگرد كه مي گريد؟؟... يا به كوه كه مويه مي كند؟؟ آسمان با آن عرش الهي اش لرزان است وخروشان..وبر سينه مي زند... تفتيده از داغ كوير كربلا..وابر كه مي سوزدو مي بارد.. مي بارد.. مي بارد.. براي هميشه تاريخ... پنجشنبه 18 آبان سال 1385 ساعت 23:30 |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
| عزيزان |
|
تصاوير مستقيم از كربلا یااباعبدالله(سایت امام حسین) یااباالفضل(سایت حضرت عباس) ویژه نامه محرم و صفر1427 ه.ق |
|
RSS
|