تبليغاتX
مجنون حسينم...مديون ابالفضل... -
آنچه به هرکه دادمش..گفت نگه ندارمش...آن دلم است و غصه اش....

 

به ابي انت و امي كه تويي مظهر عشق

 

عشق را مظهر آثار علي اكبر توست

 

طفل شش ماه به هنگام شهادت خنديد

 

آنكه بر مرگ زند خنده علي اصغر توست

  

پس حضرت بر در خيمه آمد و به جناب زينب سلام الله عليه فرمود كودك صغيرم را به من سپاريد تا او را وداع كنم، پس آن كودك معصوم را گرفت و صورت به نزد او برد تا او را ببوسد كه حرمله بن كامل اسدي لعين تيري انداخت و بر گلوي آن طفل رسيد و او را شهيد كرد. و باين مصيبت اشاره كرده شاعر در اين شعر:

 

وَ مُنْعَطِفِ اَهْوي لِتَقْبيلِ طِفْلِهِ

 

فَقَبَّلَ مِنْهُ قَبْلهُ السَّهْمُ مَنْحَراً

 

 

پس آن كودك را به خواهر داد، زينب سلام الله عليه او را گرفت و حضرت امام حسين عليه السلام كفهاي خود را زير خون گرفت همينكه پر شد به جانب آسمان افكند و فرمود سهل است بر من هر مصيبتي كه بر من نازل شود زيرا كه خدا نگران است.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اسفند1385ساعت 11:54 قبل از ظهر  توسط م | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
آن گاه كه حسين رامي كشند...زمان زمين گير ميشود..نميداند كه برود يا بماند..وزمين از شرم سربه گريبان فرو مي برد...چه كند؟؟
به دريا بنگرد كه مي گريد؟؟... يا به كوه كه مويه مي كند؟؟
آسمان با آن عرش الهي اش لرزان است وخروشان..وبر سينه مي زند...
تفتيده از داغ كوير كربلا..وابر كه مي سوزدو مي بارد..
مي بارد..
مي بارد..
براي هميشه تاريخ...


پنجشنبه 18 آبان سال 1385 ساعت 23:30

نوشته های پیشین
دی 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
عزيزان
تصاوير مستقيم از كربلا
یااباعبدالله(سایت امام حسین)
یااباالفضل(سایت حضرت عباس)
ویژه نامه محرم و صفر1427 ه.ق
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

JavaScript Codes