تبليغاتX
مجنون حسينم...مديون ابالفضل... - عشق حسيني
آنچه به هرکه دادمش..گفت نگه ندارمش...آن دلم است و غصه اش....

 

ما در ره عشق تو، اسيران بلائيم


كس نيست چنين عاشق بيچاره، كه ماييم


بر ما نظري كن، كه در اين شهر غريبيم


بر ما كرمي كن، كه در اين شهر گدائيم


زهدي نه كه، در كنج مناجات نشينيم


وجدي نه كه، بر گرد خرابات بر آئيم


حلّاج وشانيم، كه از دار نترسيم


مجنون صفتانيم، كه درعشق، خدائيم


ترسيدن ماچونكه هم از بيم بلا بود

 
اكنون زچه ترسيم؟ كه در عين بلائيم 

 

ما را به تو سرّيست كه كس مَحرم آن نيست


گر سَر برود، سرّ تو با كس نگشائيم


ما را نَه غم دوزخ و نَه حرص بهشت است


بردار ز رخ پرده كه مشتاق لقائيم

+ نوشته شده در  جمعه 25 اسفند1385ساعت 10:16 بعد از ظهر  توسط م | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
آن گاه كه حسين رامي كشند...زمان زمين گير ميشود..نميداند كه برود يا بماند..وزمين از شرم سربه گريبان فرو مي برد...چه كند؟؟
به دريا بنگرد كه مي گريد؟؟... يا به كوه كه مويه مي كند؟؟
آسمان با آن عرش الهي اش لرزان است وخروشان..وبر سينه مي زند...
تفتيده از داغ كوير كربلا..وابر كه مي سوزدو مي بارد..
مي بارد..
مي بارد..
براي هميشه تاريخ...


پنجشنبه 18 آبان سال 1385 ساعت 23:30

نوشته های پیشین
دی 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
عزيزان
تصاوير مستقيم از كربلا
یااباعبدالله(سایت امام حسین)
یااباالفضل(سایت حضرت عباس)
ویژه نامه محرم و صفر1427 ه.ق
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

JavaScript Codes